تبليغاتX
وبلاگ هواداران جواد نکونام
           
 
+ نوشته شده توسط سارا در دوشنبه بیست و دوم مرداد 1386 و ساعت 13:27 |
به نظر می آید جواد نکونام به غیر از بازی کردن برای اوساسونا دغدغه های دیگری هم دارد. او کاملاً فوتبال اسپانیا را شناخته و می توان او را تنها کارشناس در این حوزه دانست. صحبت های جواد نکونام جمع بندی یک فوتبالیست باهوش و ذکاوت از یک فصل پرهیجان فوتبال اسپانیا است. فصلی که خود نکونام هم جزیی از فراز و نشیب آن بود.
● می خواهیم در مورد بارسلونا و رئال مادرید صحبت کنیم، می دانی که چه اتفاقی در حال رخ دادن است؟
▪ بله می دانم... اما چرا با من صحبت می کنید، آنها می خواهند قهرمان شوند چرا من مصاحبه کنم.
● به هرحال تو تنها ایرانی لالیگا هستی. به نظرت این کافی نیست؟
▪ نمی دانم... تو این چیزها را بهتر می دانی. من آماده ام به هر سوالی جواب بدهم.
● به اولین بازی تو در لالیگا برگردیم، مقابل بارسلونا در نوکمپ، چه حالی داشتی زمانی که در نوکمپ بازی کردی؟
▪ خوب یادت مانده، من که آن بازی را هیچ وقت فراموش نمی کنم. وقتی وارد زمین شدم بارسلونا کار را تمام کرده بود و سه گل از اوساسونا جلو بود. فکر می کنم دقیقه ۶۰ بود که وارد زمین شدم. چندان جوگیر نشدم و خیلی راحت بازی کردم. اگرچه بازی با بارسلونا آن هم در نوکمپ سخت است اما چندان تحت تاثیر بازی قرار نگرفتم.
● چطور با جو نوکمپ کنار آمدی؟
▪ وقتی وارد نوکمپ شدم کاملاً تحت تاثیر این استادیوم بودم. من در ورزشگاه های زیادی بازی کردم اما نوکمپ من را تحت تاثیر قرار داد. اما وقتی وارد زمین شدم همه چیز عادی بود.
● چه چیزی در فوتبال بارسلونا وجود داشت که تو را تحت تاثیر قرار داد؟
▪ آنها در اداره بازی بی نظیر هستند، خیلی خوب توپ را در کل زمین به گردش درمی آورند و انتقال توپ از دفاع به حمله را بسیار با سرعت انجام می دهند. موقع گل زدن با سرعت توپ به هجده حریف می رسد و مهاجم تیم با سرعت (بیشتر اتوئو) توپ را قطع می کند.
● در مورد بازی با رئال بگو؟
▪ دیدار رفت را بازی کردم، شب خیلی بدی بود، چهار گل از رئال خوردیم. ما خیلی خوب بازی کردیم اما خاصیت رئال این است که خیلی راحت گل می زند. اگر سه گل هم از رئال جلو باشید و ۱۰ دقیقه از بازی مانده باشد مطمئن نیستید که بازی را بردید، رئال تا آخرین لحظه خطرناک است.
● در طول فصل روند رئال بهتر بود یا بارسلونا؟
▪ تقریباً هر دو تیم یک روند را داشتند، رئال اول فصل را بد شروع کرد اما بارسلونا در آغاز فصل امتیازها را خوب جمع کرد. رئال با برنامه جلو آمد. با توجه به انتقاداتی که از کاپلو در روزنامه ها می شد او به آرامی توانست تیمش را آنطور که می خواست بسازد و اکنون با بارسلونا برابر و حتی بالاتر است.
● اگر رئال اینجا است به بی تدبیری بارسلونا هم برمی گردد؟
▪ بارسلونا در اواسط فصل شل کرد، تا حدودی هم طبیعی بود، تیم همیشه در طول فصل در اوج نیست. بارسلونا آنقدر بد بازی می کرد که یکی از روزنامه ها نوشت «این بارسلونا جام نمی گیرد.»
● تصور می کردی که رئال در کورس قرار بگیرد؟
▪ بله... رئال در اسپانیا همیشه باید بالای جدول باشد، این تصور را همه در اسپانیا داشتند که رئال مادرید به بالای جدول می رسد. مخصوصاً که کاپلو بالای سر آنها بود. در اسپانیا همه از مثلث قهرمانی سویا، رئال و بارسا حرف می زنند. سویا در سه جبهه می جنگید و با قهرمانی جام یوفا آنها به خواسته شان رسیدند و لالیگا را مثل گذشته جدی نگرفتند. اما داستان رئال و بارسلونا، داستان خرگوش و لاک پشت بود که لاک پشته از پشت سر می آمد.
● یعنی رئال نقش لاک پشت را داشت؟
▪ بله، بارسلونا مثل خرگوش خوب استارت زد اما آنقدر دچار مسائل و حواشی شد که رئال لاک پشت وار به آنها رسید.
● چه مثال جالبی، جایی این مثال را زده بودند؟
▪ نه، چون داستان رئال و بارسلونای این فصل کاملاً شبیه خرگوش و لاک پشت است.
● حالا خرگوش از خط پایان رد می شود یا لاک پشت؟
▪ خرگوش آنقدر بازیگوشی کرده که لاک پشت یک قدم هم جلو افتاده. اگر خرگوش می خواست، تا الان قهرمان بود اما آنها یادشان رفته بود که لاک پشت حتی اگر کند حرکت کند، می تواند قهرمان شود. در واقع بارسلونا قهرمانی را تقدیم آنها کرد.
● چرا؟
▪ چون بارسلونا به آنها فرصت داد تا در کورس قرار بگیرند. وقتی بارسلونا در کورس بود بزرگ ترین رقیب آنها سویا به حساب می آمد نه رئال مادرید. جنگ بین بارسلونا و سویا بود نه بارسلونا و رئال، اما آنها به مادریدی ها فرصت دادند تا الان حسرت جام را داشته باشند.
● کار کاپلو در این فصل بهتر بود یا رایکارد؟
▪ رایکارد کارنامه درخشانی در بارسلونا دارد. سال گذشته سه جام برای بارسلونا آورد، کار کمی نیست...
او مربی بزرگی است اما در این فصل کاپلو کاری کرد که در اروپا کمتر مربی می تواند این کار را انجام دهد. او نشان داد که بی دلیل به او نمی گویند مربی بزرگ. وقتی به رئال آمد همه چیز به هم ریخته بود، هیچ چیز سرجایش نبود. آنقدر حاشیه در رئال مادرید وجود داشت که کسی به فکر قهرمانی نبود اما این مربی بزرگ همه چیز را درست کرد. یادم هست وقتی رونالدو را فروخت چقدر سروصدا به پا شد اما کاپلو هدف داشت و با فروختن رونالدو به بازیکنانش شوک داد و تیمش را درست کرد.
● با بکام هم رفتار خوبی نداشت؟
▪ من که در تیم رئال نبودم اما آن طور که می دیدم کاپلو هدف داشت. برای او بازیکن مهم نیست، او می خواست تیمش را درست کند که به هدفش رسید. کاپلو به ستارگانش انگیزه داد و اینگونه رئال مادرید را پنج سال جلو انداخت.
● در اسپانیا کاپلو محبوب تر است یا رایکارد؟
▪ هر دو طرفدارهای زیادی دارند، اگر کاپلو این قهرمانی را بگیرد محبوبیت اش فوق العاده می شود.
● از نظر ساختار باشگاهی کدام یک از این دو باشگاه ساختار بهتری دارند؟
▪ نمی شود مقایسه کرد، هر دو فوق العاده هستند. همه تیم های اروپایی از این دو الگو می گیرند. همه آرزو دارند با این دو تیم بازی کنند.
● نوکمپ وحشتناک تر است یا سانتیاگو برنابئو؟
▪ نوکمپ واقعاً وحشتناک است، زمین چسبیده به تماشاگران و هرچقدر بالا را نگاه می کنی تماشاگر است. سانتیاگو استادیوم جدیدتری به نظر می رسد. همه چیز تازه و تمیز و لای زرورق است، اما نوکمپ خوفناک.
● تفاوت این دو باشگاه با سایر تیم های لالیگا چیست؟
▪ این دو باشگاه بیشتر در چشم هستند. خیلی راحت خرج بازیکن و مربی می کنند، امکانات فوق العاده ای دارند. فکر نمی کنم در اروپا تیمی در سطح آنها باشد.
● از نظر تماشاگر چه شرایطی دارند؟
▪ با ایران خیلی فرق دارد. در اروپا همه تیم ها تماشاگر دارند، مثلاً وقتی ما با رئال مادرید بازی داشتیم انگار قرار بود جنگ شود، کل شهر آماده بودند تا بازی برگزار شود. در پمپلونا کرکری عجیبی با رئال وجود دارد. این دو باشگاه طرفداران زیادی دارند اما همه اسپانیا طرفدار این دو تیم نیستند.
● دو بازیکن تاثیرگذار رئال مادرید و بارسلونا را بگو؟
▪ در رئال بعد از کاپلو که نقش اول را دارد، داخل زمین نیستلروی مرد تاثیرگذار رئال بود و رئال با گل های او توانست به صدر برسد. گلزن فوق العاده ای است اما در بارسلونا فقط یک نفر را نمی توانم بگویم، رونالدینیو و مسی هر دو نقش پررنگی داشتند.
● کدام بازیکنان در این فصل خوب نبودند؟
▪ از رایکارد و کاپلو بپرسید، من مربی این دو تیم نیستم.
● رئال زیباتر بازی می کند یا بارسلونا؟
▪ برای تماشاگران بارسلونا... چون بازیکنان فانتزی بیشتری دارد اما رئال مادرید کاملاً حرفه ای و هدفمند بازی می کند. آنها در حفظ توپ فوق العاده اند و در طول بازی هدفشان دیده می شود. بسیار با برنامه کار می کنند و می دانند به دنبال چه هستند.
● یعنی بارسلونا بی هدف است؟
▪ من چنین حرفی نزدم. تیمی در سطح بارسلونا فوتبال بی نظیری بازی می کند اما رئال مادرید کمی حرفه ای تر از بارسلونا است، وقتی بارسا دو گل جلو می افتد دفاع نمی کند. آنها می روند تا گل سوم چهارم را بزنند اما رئال در مقاطعی دفاع هم می کند.
● بازی امشب رئال سخت تر است یا بارسلونا؟
▪ مایورکا با رئال، خیمناستیک با بارسلونا؟، هر دو تیم امشب حریفانشان را له می کنند، هر دو بازی به عقیده من پرگل می شود. تقریباً شرایط برابر است.
● ستاره های رئال را می پسندی یا بارسلونا؟
▪ هر دو تیم ستاره های فوق العاده ای دارند و دیدنی. همه ابرقدرت های فوتبال در این دو تیم بازی می کنند.
● اما انگار بارسلونا ستاره های جذاب تری دارد؟
▪ نه، بکام برای همه ستاره های بارسلونا کافی است، شما که می دانید او چقدر سوژه است. هیچ ورزشکاری در دنیا اندازه بکام سوژه نیست. تازه کارلوس، کاناوارو، نیستلروی، گوتی و رائول هم هستند. تقریباً ستاره ها در یک سطح اند.
● یادت هست می گفتی روزنامه های اسپانیا روی رونالدینیو زوم کرده اند؟
▪ بله، به او انتقاد کرده بودند که چاق شده است. از این موارد در اسپانیا زیاد است. برای آنها فرق نمی کند، هر بازیکنی خوب نباشد روی او زوم می کنند در صورتی که رونالدینیو خوب بازی می کرد، اما سوژه اش کرده بودند.
● رابطه رسانه ها با کدام تیم بهتر است؟
▪ تقریباً با هر دو تیم ارتباط یکسانی وجود دارد، اما مارکا که روزنامه معتبری است بیشتر طرفدار رئال مادرید است. اما به جرات می توانم بگویم که روزنامه های اسپانیا از هیچ کس به اندازه فابیو کاپلو انتقاد نکردند.
● مثل اینکه خیلی به کاپلو اعتقاد داری؟
▪ مگر کسی هست در فوتبال که استاد را قبول نداشته باشد.
● تو فکر می کنی کدام تیم قهرمان می شود؟
▪ به رغم اینکه بارسلونا شایسته قهرمانی بود اما قدر قهرمانی را ندانست تا اکنون شرایط به نفع رئال مادرید باشد. من تصور می کنم رئال مادرید قهرمان لالیگا می شود.
● رئال لیاقت قهرمانی را داشت؟
▪ من نمی توانم متر خوبی برای لیاقت داشتن یک تیم باشم. اما این را به عنوان نظر شخصی ام می گویم که فقط و فقط در فوتبال دنیا کاپلو می توانست رئال مادرید را قهرمان کند.
● تاثیر این قهرمانی برای تیم ها چقدر است؟
▪ خیلی مهم است، سه جام برای اسپانیایی ها ارزش دارد؛ جام جهانی، لیگ قهرمانان اروپا و لالیگا. ارزش هر سه جام هم برایشان به یک اندازه است.
● فکر می کنی روزی ایران در یکی از این دو تیم بازیکن داشته باشد؟
▪ بله... یک روزی بازیکن ایرانی به رئال و بارسلونا می رسد. ولی آن یک نفر من نیستم.
● چرا تو نیستی؟
▪ روزی آرزو داشتیم در لالیگا بازیکن داشته باشیم که الان داریم، بازی در جام قهرمانان، جام یوفا و... آرزویمان بود که برآورده شد. الان درها باز شده و رسیدن به رئال مادرید و بارسلونا آسان تر از قبل شده است. ممکن است.
● طرفدار خرگوش هستی یا لاک پشت؟
▪ طرفدار بازی هر دو تیم هستم. از تماشای بازی هر دو لذت می برم اما لاک پشت درس خوبی به خرگوش داد. بقیه هم باید درس بگیرند.حتی اگر بارسلونا قهرمان شود کار لاک پشت مهم بوده است.

سلام

این وبلاگ هم مثه بچه یتیما شده یکی نیس بهش محل بده اما من خودم هستم تا مامان مهدیه هس غصه نخور

این هم از حکایته لاکی و خر گوش

این جواد هم خیلی نا امیده خداییش دیدی یه روز جواد هم رفت رئال

کار سختی نیس واسه جواد

جواد هم که شنبه وارد ایران شد یه مدت استراحت کرد امروز با تیم ملی تمرین کرد من که به درخشش جواد خیلی امید دارم

امیر قلعه نویی هم همین طور

تا بعد بای 

 

+ نوشته شده توسط مهدیه در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386 و ساعت 16:9 |
نانااااااااااااااااااس

+ نوشته شده توسط مریم در چهارشنبه دوم خرداد 1386 و ساعت 19:29 |
<P align=center><IMG height=18 src="http://blogfa.com/images/smileys/03.gif" width=18>سلام به همه فوتبال دوستان به خصوص از نوع نکونامی<IMG height=18 src="http://blogfa.com/images/smileys/03.gif" width=18></P>
<P align=center>به خاطر تاخیر یک ماهه در به روز رسانی وبلاگ عذرخواهی میکنیم دلیلش هم چیزی جز شروع شدن فصل امتحانات نیست که فرصت هرگونه کاری رو از همه ما سلب کرده</P>
<P align=center>البته در این یک ماهه به جز دو یا سه اتفاق خبر مهمی پیرامون بازیکن محبوب ما و تیمش رخ نداده که در یک اپ مختصر(از اونجایی که فردا امتحان ادبیات دارم و هیچی نخوندم)این اخبار به اطلاعتون میرسونم.</P>
<P align=center>و این قول رو بهتون میدم که بعد از اتمام امتحانامون همگی ما این وبلاگ رو برای شما دوستان پر از آپ های رنگارنگ و جذاب بکنیم.</P>
<P align=center>خبر ۱ـ تیم به نسبت مطرح باشگاه های اسکاتلند یعنی گلاسکورنجرز طی نامه ای خواهان جذب نکونام هافبک ایرانی تیم اوساسونا شد. </P>
<P align=center>این تیم به خاطر بازی خوب و درخشان نکونام در جام یوفا (به خصوص در برابر خود این تیم)خواهن به خدمت گرفتین ژنرال ایرانی شد . اما از اونجایی که جواد تونسته بازی های خیره کننده ای برای اوساسونا در این فصل انجام بده و در مواقع حساس و بغرنج ناجی تیمش باشه مسوولان اوساسونا تمایل خودشون رو برای تمدید قرارداد اعلام کردند.</P>
<P align=center>خبر۲ـ تیم اوساسونا در چارچوب رقابت های جام یوفا تا مرحله یک چهارم پایانی بالا اومد اما متاسفانه در بازی برگش با تیم سویا شکست خورد و از راهیابی به فینال این مسابقه ها باز ماند.</P>
<P align=center>در پایان نیز سویا قهرمان جام یوفا شد.</P>
<P align=center><IMG alt="الهی قربونت بشه این زیگاندا" hspace=0 src="http://www.osasuna.es/dev/fotos/gran_464d8a74ca.jpg" align=baseline border=0></P>
<P align=center>در ضمن اوساسونا امشب با لوانته بازی داره . به امید برد اوساسونا و گلزنی هافبک ایرانی این تیم</P>
<P align=center>جــــــــــــــــــــواد نکــــــــــــــــــــــونام</P>
<P align=center>اوساسونا در رتبه ۱۴ جدول بازی های لالیگا به سر میبرد.</P>
<P align=center>مـــــــنتظر آپهای بعدی ما باشید</P>
<P align=center>با تشکر</P>
+ نوشته شده توسط مریم در یکشنبه سی ام اردیبهشت 1386 و ساعت 20:38 |
"جواد نكونام " هافبك ايراني تيم فوتبال اوساسونا اسپانيا گفت از سه هفته ديگر به ميادين فوتبال باز خواهم گشت.(اخ جون!) 

نكونام كه به علت مصدوميت چند هفته از ميادين فوتبال بدور بود امروز دوشنبه در گفت وگو با خبرنگار ايرنا با بيان اين مطلب گفت روز گذشته از رباط مصدوم خود عكسبرداري كردم و متوجه شدم كه خوشبختانه پارگي رباط پايم كاملا بر طرف شده كه اين خبر خوشحال‌كننده اي براي من و هواداران تيم اوساسوناست.

"نكونام" گفت با وضعيتي كه دارم و با تجويز پزشكان معالج خود بايد بگويم كه تا سه هفته ديگر قادر به بازي خواهم بود.

وي اظهارداشت طي اين مدت بايد با كارهاي تخصصي و آب درماني وضعيت پايم را به شرايط عادي برسانم .

بازيكن ايراني تيم اوساسونا در ادامه گفت خوشبختانه تيم اوساسونا يكي از چهار تيم مرحله پاياني جام يوفاست كه اين افتخار براي نخستين بار نصيب اين تيم شده است.

ملي‌پوش فوتبال ايران گفت متاسفانه تيم ما به دليل مصدوميت چند بازيكن خود نتوانست به اهدافش دست پيدا كند چرا كه اگر اين اتفاق نمي‌افتاد قطعا تيم اوساسونا در لاليگا شرايط بسياري بهتري را داشت.كه در اين خصوص بايد بگويم كه متاسفانه من و اوساسونا با هم بدشانسي آورديم .

نكونام گفت همزمان با مصدوميت من ديگر هافبك دفاعي اوساسونا هم دچار مصدوميت شد كه اين امر از معدود اتفاقاتي است كه ممكن است براي يك تيم اتفاق بيفتد.

نكونام گفت وضعيت ما در ليگ اسپانيا وضعيت متوسطي است ومن فكر نمي- كنم در هشت هفته باقي مانده اتفاق خاصي براي ما رخ بدهد.

هافبك تيم اوساسونا در ادامه گفت با وضعيت موجود دو بازي لاليگا را از دست خواهم داد.اما با ياري خداوند در شش بازي باقي مانده لاليگا اوساسونا را همراهي خواهم كرد.

وي در پايان گفت تمام تلاش خود را بكار خواهم بست كه تا براي حضور در جام ملت‌هاي اسيا با سلامتي كامل در اختيار تيم ملي فوتبال ايران باشم و به همراه اين تيم جام قهرماني را كسب كنم .


+ نوشته شده توسط مهدیه در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 14:39 |
جواد نكونام حالا يكي از پديده هاي جديد لاليگاست. مجله ي دنياي ورزش او را مرد سال فوتبال ايران انتخاب كرده است ، گفت و گوی نوروزی این نشریه با ستاره ي ايراني اوساسونا   که پیش از مصدومیت وی انجام شده است را بخوانيد.

خيلي از اهالي فوتبال اعتقاد دارند تو مرد اول فوتبال ايران در سال 85 بودي و حتي اي اف سي هم تو را به عنوان چهره ي برتر فوتبال ايران در سال ميلادي 2006 معرفي كرد.

اگر از تو بخواهيم به سفره ي هفت سين نوروز گذشته برگردي ، حقيقتش را به ما مي گويي كه در آن زمان و در آستانه تحويل سال ، فكر مي كردي در سال 85 چنين جهش فوق العاده اي داشته باشي؟

- اين لطف شما ، كارشناسان و اهالي فوتبال است كه چنين لقبي به جواد نكونام بخشيده اند. همانطور كه شما گفتيد سال 85 سال جهش من بود. نمي توانم با قاطعيت بگويم كه موقع ورود به اين سال تمام اتفاقات خوبي كه برايم رخ داد را حدس زده بودم اما از آنجا كه در سال 85 جام جهاني را داشتيم ، با خودم مي گفتم اگر در جام جهاني خوب باشم ، مي توانم به فوتبال اروپا بروم.

دوست داشتيم واضح تر بگويي ، سر سفره هفت سين نوروز قبل توي دلت چه مي گفتي و از خداوند چه مي خواستي؟

- بالاخره هر كس توي دلش يك سري روياها و خواسته هاي شخصي دارد كه قشنگي اش به همين مخفي ماندنش است. اجازه بدهيد اين راز را پيش خودم نگه دارم . فقط همين را مي گويم كه خدا را شكر چون هر چه از خدا خواستم گرفتم و از اين بابت خدا را شكر مي كنم بابت داده ها و نداده هايش

سر سفره هفت سين نوروز 86 از خدا چه مي خواستي؟

- گفتم كه يك سري آرزوها و خواسته هاي شخصي است كه در دلم مي گويم. همچنين سلامتي و سعادت خانواده ام ، دوستانم ، عزيزانم و همه ي مردم ايران و انسان هاي خوب دنيا ، حتما براي تيم ملي هم در جام ملتها آرزوي موفقيت مي كنم.

در سال 85 ما همراه تيم ملي به جام جهاني رفتيم و حضور ما در چنين رويدادي سكوي پرتاب ما بود و سال 86 در جام ملتها نوبت ماست كه سكوي پرتاب تيم ملي به سوي مقام قهرماني آسيا باشيم .

برگرديم به جام جهاني ؛ چرا ما در اين رقابتها بد نتيجه گرفتيم؟

- اول بايد ديد شما به چيزي مي گوئيد بد و چه معياري براي تشخيص دادن نتيجه گيري خوب و بد داريد.

اجازه بدهيد به گذشته برنگرديم و درباره ي جام جهاني حرف نزنيم . به هر حال يكسري مشكلات وجود داشت و اتفاقاتي رخ داد كه هر چه بود ، گذشت و بهتر است به فكر درس گرفتن از آن رويداد باشيم. الان اگر بخواهم همه چيز را بگويم شايد گفت و گو يك سال طول بكشد. فقط همين را مي گويم كه جام جهاني مجال خوبي است براي كسب تجربه و آموختن و بايد از تجربه ي گذشته استفاده كنيم.

قبل از جام جهاني از هرتابرلين پيشنهاد داشتي. با توجه به اين مساله كه بازيكنان ايراني در بوندس ليگا شاغل بودند و آلمان فوتبال ايران را مي شناخت ، چرا به اين كشور نرفتي و اسپانيا را انتخاب كردي؟

- پيشنهاد هرتا قبل از جام جهاني بود. آن زمان اگر قبول مي كردم ، شايد بعد از جام پشيمان مي شدم كه چرا زود انتخاب كردم .

تصميم گرفتم فقط به حضور در جام جهاني فكر كنم و بعد ازآن رقابتها به فكر بررسي پيشنهاد ها باشم . جام جهاني كه تمام شد ، چند پيشنهاد از اروپا رسيد كه شرايط اوساسونا بهتر بود و چون به لاليگا علاقمند بودم ، اين تيم را ترجيح دادم.

درست است كه اوساسونا را برگزيدي و شدي اولين ايراني شاغل در ليگا ، اما قبول كن كه ريسك بزرگي كردي چون قبل از تو هيچ كدام از لژيونرهاي ايراني در اسپانيا بازي نكرده بودند و احتمال داشت نتواني راه خود را پيدا كني؟

- تمام زندگي ريسك است ، شما وقتي راه مي روي ريسك مي كني چون احتمال دارد خدا ناكرده زمين بخوري و صدمه ببيني ، رانندگي ريسك است چون احتمال تصادف دارد.غذا خوردن هم ريسك است چون احتما مسموم شدن وجود دارد ، فوتبال هم مثل زندگي ريسك است.

ولي ريسك داريم تا ريسك ، اينكه وارد فضاي ناشناخته اي شوي ، درصد ريسكش بالاتر است.

- همين طور است اما وقتي هدف گذاري كني و به خودت اعتماد داشته باشي ، مي تواني به هدف خودت برسي و به خودت اعتماد داشته باشي.

مي داني مي تواني به هدف خودت برسي ، همين مي شود انگيزه و روحيه و به تو قوت قلب مي دهد كه بيشتر از قبل تلاش كني .

بله من مي توانستم بوندس ليگا را انتخاب كنم و با خودم بگويم وارد فضايي مي شوم كه چندين بازيكن ايراني داشته و داد و كارم ساده تر است اما به ما ياد داده اند هميشه ساده ترين راه بهترين راه نيست .

وقتي اوساسونا را انتخاب كردم ، خيلي ها به من گفتند به خطراتش فكركن ، به اينكه اولين ايراني ليگا هستي و شايد نتواني در كانون توجه قار بگيري و محيط فوتبال اسپانيا تو را پس بزند.

اما من چون به خودم اعتقاد داشتم و مي دانستم يك نيروي قابل توصيفي هست به نام خداوند كه هواي من را دارد ، با جرات اوساسونا را انتخاب كردم .

با خودم گفتم مگر غير از اين بود كه چندين سال زحمت كشيدم تا در جام جهاني بازي كنم و خودم را به فوتبال اروپا برسانم ، خب حالا كه مي توانم اولين ايراني لاليگا باشم ، چرا بترسم؟ گفتم كه چون هدفم مشخص بود و به خودم اعتماد داشتم ، با قدرت و اعتماد به نفس پيش رفتم. البته اعتماد به نفس را با غرور اشتباه نگيريد چون غرور آدم را از اوج پايين مي كشد اما اعتماد به نفس اگر با تلاش صحيح همراه باشد ، شما را به اوج مي رساند.

.... و جواد نكونام به اوج رسيد؟

- بهتر است بگوئيد در حال اوج گرفتن است. اين قبول كه نسبت به چند ماه قبل خيلي بالا رفته ام اما هنوز كافي نيست. بايد بيشتر تلاش كنم چون احساساتم مي گويد مي توانم موفق تر از امروز باشم.

البته تا همين امروز هم موفق بوده اي . با توجه به وسواس سيگاندا در اعتماد كردن به بازيكنان ، همه فكر مي كردند حداقل يك فصل طول بكشد تااز تو در اوساسونا استفاده كند.

- من هم شنيده بودم كه سينگادا خيلي سخت گير است و در ميدان دادن به بازيكنان وسواس دارد اما من از يك زاويه ي ديگر نگاه كردم . با خودم گفتم وقتي چنين مربي سخت گيري من را انتخاب كرد ، پس كارش با تحقيق و مطالعه بود و اگر من در تمرينات ميزان عملكرد من به برآورد و تخمين اوليه او نزديك ببخشید خیلی زود راه خودم را پیدا می کنم.

 

شنيده بوديم آن اوايل به ميل خودت تمرين انفرادي و اضافي مي كردي و از سيگاندا خواسته بودي براي تمرينات اختصاصي مربي برات در نظر بگيرد.

-تقريبا اين طور بود. ببينيد وقتي من به اوساسونا رفتم ، اين تيم يك سري بازيكن اصلي داشت ، چيزي حدود 14 تا 16 بازيكن مورد اعتماد سيگاندا بودند و برنامه هاي تيم با آنها پيش مي رفت. اكثر آنها قديمي تر از بقيه بودند و در شرايط طبيعي از هر نظر با من تازه وارد فاصله داشتند. اگر قرار بود من به اندازه ي آنها تمرين كنم هميشه همان فاصله باقي مي ماند. اول از همه يك معلم زبان گرفتم كه بتوانم با اعضاي مجموعه ارتباط برقرار كنم.

بعد با سيگاندا حرف زدم و به او گفتم براي اينكه زودتر به ايده آل هاي شما و استانداردهاي ليگا برسم ، نياز به تمرين بيشتر و اضافي دارم . در بدن خودم اين كشش را احساس مي كنم كه بتوانم جدا از برنامه تمرين تيمي، براي من برنامه انفرادي در نظر بگيرد . سيگاندا گفت خودش هم چنين قصدي داشته ولي دلش مي خواست ابراز تمايل از طرف من باشد و تمرين اضافي ام اجباري يا از سر ناچاري نباشد.

به هر حال اين تمرينات خيلي به من كمك كرد فاصله ام با بازيكنان اصلي از بين رفت و مهمتر از همه از لحاظ بدني خيلي آماده شدم.. فوتبال امروز دنيا به بازيكناني ميدان مي دهد كه از لحاظ فيزيكي سالم و از لحاظ بدني آماده باشند. حالا اين جاي خود كه مي گويند عقل سالم در بدن سالم است ، چون وقتي بدن آماده باشد ، مغز راحت تر كار مي كند.

شما آموزش هاي داده شده را بهتر و سريع تر مي گيريد و قدرت تصميم گيري تان هم بالاتر مي رود. الان دقت و سرعت در عكس العمل ها حرف اول را در فوتبال مي زند و فوتباليست بايد دقت و سرعت را با هم داشته باشد.  

اين نظريه كه مطرح كردي كاملا درست است. الان دقت كافي نيست و شما اگر دقيق ترين ضربه را هم به عنوان شوت يا پاس بزنيد اگر سريع نباشد ، فايده ندارد. الان صاحب نظران هم همين را مي گويند.

- خب نظريه هم از دل همين فوتبال بيرون مي آيد . ما در جام جهاني هم ديديم كه بازيكنان سريع از بازيكنان دقيق موفق تر بودند.

شما با بدن نا آماده مي تواندي پاس دقيق بدهيد اما نمي توانيد سريع باشيد. سريع بودن فقط تند دويدن نيست ، تصميم گيري سريع ، عكس العمل فوري و تطابق سريع با شرايط بازي ، تغيير موقعيت فوري و انتقال سريع را هم در بر مي گيرد.

اين عوامل را هم فقط در صورت آمادگي بدني در اختيار خواهيد داشت. من به لطف خدا با تمرينات سنگين از لحاظ بدني آماده شدم و همين براي من به معني برداشتن قدم اول بود و ديگر تفكر سيگاندا نسبت به من خيلي جدي شد.

چه زماني متوجه تغيير رفتار سيگاندا شدي؟

- رفتار سيگاندا كه هميشه با من خوب بود . از همان موقع ورودم ، از خريد خودش دفاع مي كرد و آن اوايل هم وقتي كم بازي مي كردم ، خصوصيات مثبت فني ام را براي كارشناسان توضيح مي داد . تغيير رفتار به آن مفهومي كه شما فكر مي كنيد ، رخ نداد چون اصلا چنين چيزي وجود نداشت.

سيگاندا اگر به من اعتقاد نداشت ، جذبم نميكرد.

منظور از تغيير رفتار اين بود كه چه وقت متوجه شدي ديگر عضو هسته ي بازيكنان اصلي هستي؟

- از همان موقعي كه با تمرينات اضافي فاصله بدني ام با نيروهاي اصلي از بين رفت ، احساس كردم زمان بازي كردن و نمايش من فرا رسيده است. از طرف ديگر سيگاندا در تمرينات بيشتر با من بحث مي كرد.

قبلا اگر حركتي را در تمرين انجام مي دادم ، صبر مي كرد و در پايان تمرين توضيح مي داد كه آن حركت خوب بود يا نه و هيچگونه كار تكنيكي خودت را با تاكتيك تيم هماهنگ كن ولي مدتي بعد وقتي حركت مي كردم ، سوت مي زد و تمرين را قطع مي كرد درباره اين حركت به من و سايرين توضيح مي داد و نه تنها از من بلكه از همبازيانم هم مي خواست با من و حركاتم هماهنگ باشند. فكر مي كنم با اين كارها داشت من را از لحاظ روحي براي پيوستن به بازيكنان اصلي آماده مي كرد كه در كارش موفق بود.

بدون تعارف مي گويم در همين مدت زمان كوتاه خيلي چيزها از اين مربي بزرگ ياد گرفتم و از انتخاب خودم بيشتر از قبل راضي هستم چون همانطور كه از خدا خواسته بودم اوساسونا سكوي پرتاب من به فوتبال اروپا شد.

البته سيگاندا هم خيلي از جذب تو راضي است.

- گفتم كه به من اعتقاد داشت و همان اول هم گفت هر چه زودتر بايد اين اعتقاد را به اعتماد تبديل كني كه خوشبختانه اين كار را انجام دادم و الان هم يكي از مهره هاي قابل اعتماد او دراوساسونا هستم . براي من خيلي مهم است كه در جريان بازي سرمربي تيم به گوشه زمين دعوتم كند و مسايلي نظير تغيير آهنگ در شيوه بازي و يا زمان دقيق استفاده از شيوه هاي تمرين شده را با من در ميان بگذارد . وقتي اين اتفاق رخ مي دهد ، اعتماد به نفسم چند برابر مي شود . حالا احساس مي كنم دارم همان بازيكني مي شوم كه بايد باشم ولي همين طور كه گفتم ، فعلا فقط لذت مي برم و هنوز سير نشده ام و باز هم به پله هاي بالاتر فكر مي كنم.

هنوز هم همان تمرينات انفرادي و فشرده را داري؟

- نه البته هنوز انفرادي تمرين مي كنم اما برنامه تمريني ام سبك تر شده و در عوض كار من سخت تر چون حفظ موقعيت به دست آمده از به دست آوردن آن سخت تر است. سيگاندا الان برنامه اش اين است كه من موقعيت خودم را حفظ كننم و من هم كنار انجام برنامه هاي او به فكر بالابردن سطح كيفي خودم هستم .

به هر حال اوساسونا براي من شروع خيلي خوب و حتي ايده آلي بوده اما پايان راه نيست اگر خدا بخواهد مي خواهم بالاتر بروم.

روزنامه هاي اسپانيايي الان در باره تو چه مي گويند ؟ انگار روزهاي اول زياد نظر مساعدي روي تو نداشتند.

- بيشتر به خاطر اختلافاتي كه با سيگاندا داشتند.

اوايل از انتخاب او ايراد مي گرفتند بعد كه بازي نمي كردم مي پرسيدند چرا سيگاندا اين بازيكن را خريده ، در بازهياي ابتدايي هم در ارزيابي شان من را يك خريد معمولي مي دانستند و مي گفتند نكونام خوب است اما سيگاندا بيش از حد درشت نمايي كرده ...

اما حالا لابد اين عده مشغول خاراندن سرشان هستند!

- (خنده) اينكه شما گفتيد تحليل يك روزنامه اسپانيايي بود كه بعد از گلزني ام مقابل تيم فرانسوي بوردو نوشت: جواد نكونام دهان منتقدين خودش و سيگاندا را بست و حالا آنهايي كه بابت خريد نكونام از سيگاندا انتقاد مي كردند ، الان از خجالت سرشان را پايين انداخته و كاري جز سر خاراندن ندارند!

 

حالا اسپانيايي ها دستپخت نكونام را چشيده اند!

- بله ، شكر خدا آنها نمايش من را ديدند و تاييد كردند. اولين بار وقتي در لاليگا پاس دادم ، گل زدم و در بازيهاي دشوار مركز زمين را كنترل كردم ، درباره ام صحبت شد و مورد توجه قرار گرفتم اما اوج اين توجه بعد از گل زدن در جام يوفا بود.

به جرات مي توانم بگويم مهمترين گل زندگي ام بود. البته بگذارين جمله ام را اصلاح كنم؛ گلي كه بوردو زدم و مهمترين گل زندگي ام تا به حال بود ولي دوست دارم گل هاي مهمتر از اين هم بزنم . هر چند وظيفه ي اصلي من به عنوان بازيكن مياني رو به عقب گلزني نيست. ولي سيگاندا حالا اجازه پيشروي به من مي دهد و مي گويد سعي كن زماني كه احساس مي كني جلو رفتن تو به منطقه ي عقب زمين ما لطمه نمي زند ، خودت را به دروازه حريف نزديك كني و موقعيت گل بساري يا گل بزني .

در بازي مقابل بوردو هم چنين دستوري داشتي؟

- بله بوردو دفاع چند لايه اي داشت و وقتي 90 دقيقه بازي برگشت مثل بازي رفت صفر - صفر تمام شد ، اين تيم در وقت اضافي خط دفاعي اش را تقويت كرد . يارگيري آنها به حدي بود كه اصلا موقعيت مناسب نصيب مهره هاي تهاجمي ما نشد.

در اين وضعيت سيگاندا دستور داد من يك بازيكن ديگر از خط مياني به تيم حمله كننده اضافه شويم تا يارگير مستقيم نداشته باشيم.

در بازي هاي قبلي هم اين برنامه را داشتيم كه بيشتر خودم از مهاجمان به عنوان طعمه استفاده مي كردم و وقتي مدافعان حريف با نيروهاي تهاجمي ما يارگيري فشرده مي كردند ، توپ را يا براي شوت زدن هافبك به بيرون محوطه جريمه مي رساندم و يا بلند سانتر مي كردم پشت سر همه بازيكنان براي ضربه زدن بازيكني كه خارج از منطقه دفاعي حريف استارت مي زد و خودش را بدون مراقب و مزاحم به داخل محوطه جريمه مي رساند. ما روي اين روش تمرين كرده بوديم و اين بار وقتي ديدم يارگيري فشرده نزديكي روي دروازه است ، از پشت سر خودم را رساندم و با ضربه سر گل زدم.

بعد از اين گل چه احساسي داشتي؟

- قابل بيان نيست . بايد در جام يوفا بازي كي و دقيقه 119 گل صعود را بزني تا باور كني چه مي گويم.داشتم پر در مي آوردم. يك دقيقه ديگر بازي تمام مي شد و همه ي حاضرين در ورزشگاه منتظر پنالتي بودند. شركت در ضيافت پنالتي ها براي ميزبان سخت تر از ميهمان است.

در آن شرايط كه استرس داشت با قدرت وارد ورزشگاه ما مي شد و تماشاگر و مربي و بازيكن و مدير را در بر مي گرفت ، آن گل را زدم. يك گل با ضربه سر در آن شرايط سخت واقعا لذت بخش است. تا صبح نتوانستم بخوابم.

از يك طرف پاهام درد مي كرد و از شدت خستگي 120 دقيقه بازي سنگين و از طرف ديگر به شدت خوشحال بودم.

از فرداي آن شب بگو كه روي جلد تمامي روزنامه هاي اسپانيايي بودي و حتي روزنامه هاي غير اسپانيايي تو را ستايش كردند و شدي محبوب ترين بازيكن اوساسونا!

- اول از همه خدا را شكر كردم و بعد به تلفن هاي محبت آميزي كه از ايران و حتي خارج از ايران داشتم جواب دادم.

احساس خوبي داشتم از اينكه هواداران اوساسونا بيشتر دوستم دارند. البته مردم قبل از آن هم به من محبت داشتند چون بازيكنان تيم در مصاحبه شان از من به عنوان يك بازيكن با احساس و صميمي نام مي بردند و اين نقل قول ها باعث شد مردم دوستم داشته باشند. احساس كردم نگاه ها عوض شده ، خوشحال بودم از اينكه حالا نه تنها روي من در اوساسونا و اسپانيا جور ديگر حساب مي شود ، بلكه فوتبال ايران را هم با نگاه بهتري مي بينند. احساس خوشايندي بود اينكه بتواني خودت را قانع كني كه نماينده ي شايسته ي فوتبال ايران در لاليگا هستي و البته در عين حال با خودت بگويي نبايد زود قاتع شوم و بايد ادامه مسير پيشرفت خودم را هموارتر و راه حضور ساير ايراني ها را در لاليگا باز كنم. راستي تا يادم نرفته اين را هم اضافه كنم كه بعد ازاين گل احساس آزادي بيشتري مي كنم. من عاشق فوتبال تهاجمي ، شركت در حمله ، يك و دو كردن ، گل ساختن ، شوت زدن و گل زدن هستم(البته خودت گلی ها!) و بعد ازاين گل فكر مي كنم ديگر لازم نباشدبراي نفوذ منتظر صدور دستور يا اجازه باشم. دوست دارم باز هم از اين گل ها بزنم. شريك شادي مردم شدن و به ثمر نشاندن زحمات مجموعه خيلي حس خوبي است . من اين گل را در اوساسونا به همبازيانم تقديم كردم چون فوتبال شوت يكضرب نيست كه فقط زننده ي گل فرد قهرمان باشد. اينجا هم اين گل خودم را به اهالي فوتبال ايران تقديم مي كنم چون به لطف حمايت هاي آنها جواد نكونام شدم و اگر خدا قسمت كند و لطفش هميشه شامل حالم شود ، خبرهاي خوبي درباره ام ميشنويد(ایشالا) و محبت مردم را جبران مي كنم. دوست دارم در سطح بالا و خيلي بالاتر از اين سطح پيش بروم. 

ما هم براي شما آرزوي موفقيت مي كنيم . هر چه دوست داري به مناسبت سال نو بگو

- دوست دارم همه هموطنان من به مراد دلشان برسند به شرطي كه به قول زنده ياد فريدون مشيري مراد خويش را در نامرادي ديگران جست و جو نكنيم . سال نو را به مردم ايران تبريك مي گويم و براي خودم ، اعضاي خانواده ام ، عزيزانم و مردم ايران و انسانهاي خوب جهان از خداوند سلامتي ، سعادت ، وفاداري ، آسايش و رفاه ، آرامش و پيشرفت و روزهاي خوش و شب هاي خوش آرزو مي كنم. سلام مرا به مردم ايران برسانيد. دوست دارم اين روزهاي باقي مانده تا پايان سال و تمامي روزهاي باقي مانده تا پايان سال و تمامي روزگار ما در سال جديد سرشار از شادي ، آسايش و آرامش باشد.

سلام به دوستان گل هواداره نکو

من از امروز با دوستای گل دیگه در خدمتتون با اخبار و مصاحبه های جی جی نکو هستیم دوستان دیگه که اپ کردن وبلاگ رو از قبل شروع کردن فقط من بینشون تنبلماما تمام تلاشم رو می کنم که بتونم به موقع اپ کنم

براتون ساعتهایی پر از عشق و شادی ارزو می کنم تا بعد همه ی شما رو به خدا می سپارم بابای


+ نوشته شده توسط مهدیه در چهارشنبه بیست و نهم فروردین 1386 و ساعت 14:26 |

باکلاس

خوشکل

+ نوشته شده توسط مریم در یکشنبه دوازدهم فروردین 1386 و ساعت 19:46 |

هوالعشق

ضمن عرض سلام و تبریک سال نو به اطلاع کلیه هواداران فوتبالیست محبوب و و مطرح ایرانی جناب آقای "جواد نکو نام" میرسانیم از این تاریخ به بعد وبلاگ هواداران نکونام رسما شروع به کار خواهد کرد.

از کلیه کسانی که مایل به همکاری و همراهی ما در این مسیر هستند خواهش می کنیم هر چه سریع تر خود را به ما معرفی کرده و با گذاشتن ایمیل خویش همراه ما در این راه باشند.

امید داریم در زیر سایه ایزد منان از این وظیفه خطیر و مهم سربلند بیرون بیاییم.

به امید سربلندی ایران عزیز و موفقیت روز افزون شما دوستان همدل

و آرزوی توفیق هرچه بیشتر برای اسطوره تاریخ فوتبال ایران

***جواد نکونام***

نویسندگان اصلی وبلاگ:*سارا*دنیا*مریم*

منتظر اظهار نظرهای پرمهر شما هستیم.

+ نوشته شده توسط مریم در جمعه دهم فروردین 1386 و ساعت 5:50 |

www.lovelorn-java.blogfa.com


irLearn.com